نگاهی به راهبردهای شیخ محمد عبده برای احیای امت محمدیه
نگاهی به راهبردهای شیخ محمد عبده برای احیای امت محمدیه
حمزه نجاتی آرانی
عبده روش اصلاحی خود را با تصحیح روشهای شناخت از دین آغاز کرد و برای احیای دنیای مسلمین به احیای اسلام اندیشید و با چهار پیشنهاد عمده دنبال علاج رفت. نخست اینکه فکر باید از زنجیر تقلید و تعصب رهانیده شود و اجتهاد به معنای واقعی کلمه در مقام حوزههای اندیشه راه یابد. دوم اینکه باید فهم خود را از دین اصلاح کنیم و کجفهمیهایی که از دین صورت گرفته است بپیرائیم. سوم اینکه اقتدار نهایی را باید از نهادهای دینی و ارباب مذاهب گرفت و از آن قرآن و سنت ساخت و در مرحله چهارم باید معیارهای عقلانی برای تفسیر و تئوریزه کردن دین را به کار انداخت.
پس از سیدجمال شاگرد برجستهاش محمد عبده (1266-1323ه- ق / 1849-1905م) پرچمدار بیداری در جهان عرب شد و با تأکید بر تفسیر درست و امروزی از آموزه اسلام راه را برای بسیاری از دردمندان مسلمان بعدی بازگشود.او در شناسایی دردهای مسلمین با استاد خود اشتراک نظر فراوان داشته است لکن در ارائه راههای درمان بخصوص پس از جداشدن از استاد (در پی تعطیلی عروه الوثقی)تا حدی از او متمایز می گردد.او تلاش می کرد تا از طریق تعلیم و تهذیب مسلمانان و آگاه کردن ایشان نسبت به موهومات و بدعت های افزوده شده به دین که از دلایل مهم اختلاف و افول آنها بود زمینه وحدت مسلمانان و توانایی آنها در مواجهه با مسائل عصر جدید را فراهم آورد از این رو بر نظام تعلیم و تربیت بویژه اصلاح مراکزی چون دانشگاه الازهر تاکید زیادی داشت.[1] عبده را می توا ن یکی از نماد های بارز گفتمان اصلاح طلبی در جهان اسلام دانست .
گفتمان اصلاح طلبی
این گفتمان از حدود نیمه قرن سیزدهم هجری در جهان اسلام به وجود آمد. هدف اصلی جریان اصلاحطلبی دینی واکنش در برابر خطر فرهنگی و سیاسی اروپا و رفع سلطه و نفوذ استعمار غربی و بازگرداندن سیادت گذشته اسلام و قدرت سیاسی مسلمانان بود ولی پیش شرط این هدف احیا و بازسازی تفکر دینی از نظر داخلی بود از این رو این جریان آنطور که در نهضت سیدجمال جلوه کرد در برخورد با دو محور اساسی انحطاط داخلی و مسئله غرب دارای دو بعد فکری-فرهنگی و سیاسی نظامی بود. دستاورد مشخص اصلاحطلبی دینی که آنرا از همه جنبشهای اصلاحطلبانه داخلی گذشته اسلام جدا کرد دقیقاً عبارت بود از آگاهی و واکنش نسبت به خطر فرهنگی و سیاسی خارجی. اصلاحطلبی اسلامی موضع سنتگرایان محافظهکار را که میخواستند چشمانشان را به روی مبارزهجویی اروپا ببندند نه تنها موضعی منفی و خودشکن میدید بلکه آنرا برای موجودیت جامعه اسلامی پرخطر یافت.[2] جریان اصلاح دینی برای پیاده کردن اسلام اصیل و پاسخ گویی به نیازها و مقتضیات زمان، اخذ و اقتباس از جنبههای مفید و مثبت تمدن غرب از جمله پدیدههای علمی-کارشناسی و صنعت و تکنولوژی را جایز دانست. البته تا آنجا که این مسئله با مبانی فکری مستقل سازگار بود و از جهان بینی و ارزشها و فرهنگ خاص غربی و به ویژه از چهره استعماری و غارتگرانه آن قابل تفکیک بود. مصلحان دینی اخذ و اقتباس از تمدن جدید در چارچوب تفکر دینی بازسازی شده را که یکی از ارکان اساسی آن اجتهاد بود را نه تنها ممکن بلکه ضروری میدانستند. این راه حل آنها در برخورد با پدیده های جدید و تمدن غرب که با حفظ و رعایت اصول و موازین و معیاریهای تفکر دینی و نقد و ارزیابی آگاهانه و تفکیک امور مثبت، مفید و انسانی از امور منفی، مضر و غیرانسانی همراه بود آنها را از محافظه کاران و سنت گرایان و نیز غربگرایان و متجددان جدا میکرد.[3]
دوران چهار گانه حیات سیاسی عبده :
دوران زندگی و حیات سیاسی عبده را میتوان به چهار دوران تقسیم کرد.
1)دوران درون گرایی و عزلت نشینی
در دوره نخست او به دلیل بیزاری از نحوه تدریس و بی محتوا بودن کتب درسی و حاکمیت جمود فکری و تعصب بر اذهان اساتید جامع احمدی طنطاو و دانشگاه الازهر مصر از یک نوع روحیات درونگرایانه و عزلت نشینی برخوردار شده و از هرگونه فعالیت اجتماعی فاصله گرفت تا اینکه در اثر القائات شیخ درویش از کجاندیشی و کجفهمی مسلمین نسبت به دین و نارساییهای اسلوب زبان عربی آگاه شد و زمینههای ورود او به متن جامعه و فعالیتهای اجتماعیاش فراهم گردید.
2) دوران مبارزه فرهنگی
با ورود سیدجمال به مصر در سالهای 1872 و 1875 م عبده بطور کامل از اندیشههای تقلیدی نجات پیدا کرده و دوره دوم زندگی خود را شروع کرد. او در زمینههای علمی، دینی، اجتماعی و سیاسی فعالیت کرده و با همکاری سیدجمال مبارزه با انحراف دینی، استبداد داخلی و استعمار خارجی را در رأس همه اندیشهها و فعالیتهای خود قرار داد. ورود او به انجمنهای سری که سید جمال در مصر ایجاد کرده بود مبین پذیرش فعالیتهای سیاسی از نظر عبده بوده است. البته مبارزه او بیشتر جنبه فرهنگی داشته است بدین معنا که از طریق این انجمنها اندیشههای سیاسی خود را ابراز میکرده و برخلاف سیدجمال اعتقاد چندانی به مبارزات مستقیم سیاسی نداشت و بارها در انتقاد از ملیون مصر نیز گفته بود که مخالفت و مبارزه مستقیم با تسلط بیگانگان حاکم بر کشور مصر کاری است اشتباه و بی نتیجه بلکه باید تودههای مردم را از لحاظ فرهنگی و سیاسی آماده کرد. ولی با شروع نهضت عرابی پاشا در سال 1882 م به دلایلی که هنوز مشخص نگردیده است در آن شرکت کرد و پس از بمباران اسکندریه و شکست عرابی پاشا در نبرد تل الکبیر و اشغال مصر توسط انگلیسیها به سه سال تبعید محکوم شد و در پاریس با همکاری سیدجمال هفتهنامه عروه الوثقی را منتشر ساخت که آن هم نوعی مبارزه غیرمستقیم سیاسی با استعمار انگلیس و استبداد داخلی کشورهای اسلامی محسوب میشود.[4] مشخصههای اصلی اندیشه اسلامی عبده در این دوره عبارتند از: اتحاد دنیای اسلام از طریق مبارزه فرهنگی و سیاسی با استبداد و استعمار مبارزه با تقلید و تعصب و خرافات و بدعتهای موجود در دین و بازگشت به اسلام اولیه که اجتهاد و آزادی جزو اصول آن بوده است، احیاء زبان عربی و مبارزه با فرهنگ و زبان ترکان عثمانی در ایجاد پیوند ناگسستنی بین دین و علم و عقل و در نهایت فعالیتهای فرهنگی و سیاسی در قالب مطبوعات و انجمنهای سری در کشور مصر.[5]
3) دوره آشنایی با اندیشه های غرب
دوره سوم از مراحل رشد و گسترش اندیشههای عبده آشنایی او با اندیشههای غربی و متفکران اسلامی است. این دو را تقریباً همان دوران سه ساله تبعید او محسوب میشود. به طوری که در پاریس و بیروت مطالعات خود را ادامه داد و همچنین با برخی از اندیشمندان غربی ملاقاتهایی داشت. بنابراین در این دوره زمینههای عقلگرایی عبده فراهم شده و زمانی که دوران تبعیدش تمام شد و به مصر بازگشت اندیشههای او با دوران قبل از تبعید اختلافات فاحشی پیدا کرد.
4) دوران دوری از سیاست
عبده در دوره چهارم بطور کامل از سیدجمال جدا شد و به درجه مقام مفتی اعظم مصر نائل گردید و اندیشههای ناب خود را در مورد دین و جامعه بازگو کرد. عبده در این دوره فعالیتهای خود را بر روی اصلاح تدریجی دینی و اخلاقی تودههای بیسواد و طبقه عامه کشور مصر محدود کرد و با هرگونه فعالیت سیاسی مخالف بود. همچنین اتحاد دنیای اسلام و تشکیل امت واحده را یک امر پوچ و خیالی تصور میکرد و معتقد بود که اصلاح طبقه نخبه و علمای کشور برای تجدید حیات دینی و سیاسی از اهمیت کمتری نسبت به اصلاح توده عوام برخوردار است. به هر حال او بطور کامل از سیاست فاصله گرفته و آنرا نوعی حیلهگری میدانست و این امر به دلیل استبداد بیش از حد حکومتهای اسلامی بوده که به اسم دین و به اسم اسلام ریشههای آنرا قطع کرده بودند به گفته او باید مردم مصر را از لحاظ دینی و اخلاقی تقویت کرد و سپس اندیشههای سیاسی و در پی آن مبارزه سیاسی را در روح و کالبد آنها دمید. عبده در قالب نهضت سلفیت مردم را به بازگشت به کتاب و سنت و اصول سلف صالح دعوت کرده و خودباختگی در برابر فرهنگ و تمدن غرب را رد میکرد و اتحاد ملی و دینی را مورد تأکید قرار میداد.[6]
مراحل اصلاح در اندیشه عبده:
بطور کلی عبده در دوره حیات فکری خود خط سیری محافظهکارانه و اصلاحطلبانه را تعقیب میکرد هرچند وقتی با سید همراه شد تحت تأثیر شدید او قرار گرفت. احمد امینی در این زمینه مینویسد: «ما مشاهده میکنیم که هرگاه شیخ همراه استاد است از آن آتش آتشین است و از جوش و خروش او خودشان و از حرارت او عاطفی و احساسی است اما وقتی از او جدا میشود به عقل و منطقی بازمیگردد هیجان او از بین میرود و تندی او تخفیف پیدا میکند.[7] در مجموع میتوان ادعا کرد که عبده روش اصلاحی خود را با تصحیح روشهای شناخت از دین آغاز کرد و برای احیای دنیای مسلمین به احیای اسلام اندیشید و با چهار پیشنهاد عمده دنبال علاج رفت. نخست اینکه فکر باید از زنجیر تقلید و تعصب رهانیده شود و اجتهاد به معنای واقعی کلمه در مقام حوزههای اندیشه راه یابد. دوم اینکه باید فهم خود را از دین اصلاح کنیم و کجفهمیهایی که از دین صورت گرفته است بپیرائیم. سوم اینکه اقتدار نهایی را باید از نهادهای دینی و ارباب مذاهب گرفت و از آن قرآن و سنت ساخت و در مرحله چهارم باید معیارهای عقلانی برای تفسیر و تئوریزه کردن دین به کار انداخت.[8]
نقد های وارد بر اندیشه عبده:
علیرغم مزایایی که در اندیشههای اصلاحی عبده وجود دارد نارساییهایی نیز در افکارش وجود دارد که قابل اغماض نیست و شاید بتوان گفت که به عنوان جنبههای منفی مطرح است. از جمله اصلاحات او در تمامی مقاطع حیاتاش همه جانبه نبوده است. عبده قبل از تبعید بر روی اصلاح دینی و سیاسی علما و طبقه روشنفکر اجتماع مصر تأکید میکرد و برای اتحاد دنیای اسلام مبارزه سیاسی با استبداد داخلی استعمار خارجی را ترجیح میداد ولی پس از تبعید فقط بر روی اصلاح دینی و اخلاقی اجتماع مصر تأکید میکرد و هیچ اعتقادی به دنیای اسلام نداشت بلکه معتقد بود که فقط باید کشور خودش را نجات دهد. همچنین اصلاح سیاسی را بطور کامل رد میکرد و معتقد بود تا زمانی که مصر از لحاظ اخلاقی و دینی تربیت نشوند مبارزه سیاسی کاری غیرمفید و بینتیجه خواهد بود.[9]
در مقایسه او و سیدجمال چیزی که عبده را از سیدجمال متمایز میساخت توجه خاص عبده به بحران اندیشه مذهبی مسلمانان در اثر برخورد با تمدن غربی و مقتضیات جدید جهان اسلام است که مسلمانان در اثر رکود چندصدساله آمادگی درستی برای مقابله با این بحران را نداشتند. عبده در جستجوی راه حلی بود که از طرفی در اثر جمود فکری و قشری مآبی برخی علمای دینی اسلام مانع پیشرفت و تکامل جامعه مصری تلقی نشود و همین جهت نیروهایی را از خود مسلمانان علیه اسلام برنینگیزد. (همان چیزی که در بسیاری از جامعههای اسلامی صورت گرفت) و از طرف دیگر به نام انطباق اسلام با علم افراطکاری صورت نگیرد و اصول و مقررات اسلامی با ذوقها و سلیقههای باب روز تطبیق داده نشود. عبده برخلاف میل سیدجمال آن نوع مسئولیتی را احساس میکرد که یک عالم دینی احساس میکند. از اینرو در پی کشف ضوابطی بود که جلو افراط و تفریط را بگیرد.[10] مقام معظم رهبری در مقایسه خط مشی و منش سیدجمال و عبده میگوید: سیدجمال سنگرهای فکر و تمدن و فرهنگ غرب را از موضع اسلامی خود بمباران میکرد تا آنها از خودشان دفاع کنند. او به آنها هجوم میبرد. او هرگز در صدد این برنمیآمد که بنشیند اینجا و افکار اسلامی و احکام اسلامی را توجیه کند تا با فکر و فرهنگ و تمدن امروز و متداول جور در بیاید. این کار را سیدجمال نمیکرد. این اشتباه بزرگی بود که این مرد بزرگ مرتکبش نمیشد. بر خلاف بسیاری از شاگردانش مثل عبده و... اینها نشسته بودند و فکر میکردند که فلان آیه قرآن را چگونه با فرمول علمی تطبیق کنند که منافاتی با تمدن غرب نداشته باشد و سید چنین نمیکرد».[11]
پی نوشتها
[1]- اولیایی ،الهام . محمد عبده و اندیشه تلفیق. ویژه نامه منادیان وحدت. تهران ،1386،ص 26-1
[2] - موثقی ، سیداحمد. جنبشهای اسلامی معاصر. ص 114 .
[3] - همان ، ص 129 .
[4] - صالحی نجفآبادی، ناصر. بررسی اندیشه سیاسی شیخ محمد هبده. پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، 1374، ص 147 .
[5] - همان ، ص 148 .
[6] - صالحی نجفآبادی، ناصر . پیشین . ص 148 .
[7] - مختاری، مجید. الگوی وحدت اسلامی از دیدگاه مصلحان دینی معاصر. پایاننامه دوره فوق لیسانس دانشگاه امام صادق(ع). تهران، 1383. ص 95 .
[8] - فاضل میبدی، محمدتقی. "از سیدجمالالدین اسدآبادی تا دکتر شریعتی". نشریه بیان. 28/3/79
[9] - صالحی نحفآبادی، ناصر . پیشین ، ص 151 .
[10] - مطهری، مرتضی. بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی در صد سال اخیر. چاپ 27 قم: صدرا،1383ص 40-39 .
[11] - مختاری ، مجید . پیشین ، ص 102 .