از قياسش خنده آمد خلق را
از قياسش خنده آمد خلق را
مهدي سعيدي
تونس كشوري در شمال قاره سياه كه تا سال ها مستعمره رژيم فرانسه بوده و پس از آن نيز با وجود اعلام استقلال، هرگز نتوانست خود را از زير يوغ غرب آزاد كند، سرانجام از بند ديكتاتور وابسته به غرب رها گشت. اين خبري بود كه به مهمترين اخبار رسانه هاي جهان در هفته اي كه گذشت، مبدل شد و ذهن بسياري از تحليل گران سياسي را مشغول خود نمود.
خبر سقوط «زين العابدين بن علي» كه 23سال پيش با هدف سركوب اسلام گرايان در تونس به قدرت رسيده بود براي ملت ايران يادآور قيامي بود كه خود در سه دهه پيش در بهمن سال1357 خالق آن بود. در آن ايام ملت غيور ايران به خيابانها آمدند تا بساط سلطنت 50ساله اي را برچينند كه هويت اسلامي آنها را نشانه رفته بود.
اما آنچه در حاشيه خبر قيام ملت تونس قابل توجه بود، ادعاهايي بود كه سايتهاي داخلي و خارجي حامي سران فتنه مطرح ساختند. ضدانقلاب خارج نشين به همراه برخي رسانه هاي فتنه گر داخلي كه با شكست كودتاي مخملين88، آرزوهاي خود را بر بادرفته مي ديدند، مدعي شدند كه قيام مردم تونس با الهام گيري از جنبش سبز ايران صورت گرفته است! اين رسانه ها همچنين تلاش كردند تا حادثه فوق را اين طور تحليل نمايند كه تداوم فتنه 88 به سرنگوني انقلاب اسلامي ختم خواهدشد!!
به عنوان نمونه نويسنده سايت كلمه كه دربردارنده مواضع موسوي است در يادداشتي مدعي شد: «موفقيت جنبش مردمي تونس، قبل از آنكه خاطره جنبش57 و پيروزي انقلاب اسلامي را در ميان مردم زنده كند، يادآور خواست و شيوه هاي مبارزه جنبش سبز بود.»
مقالات ديگري را نيز مي توان در سايتهاي ضدانقلابي چون جرس، روزآنلاين، گويانيوز، ايران امروز مشاهده نمود كه با همين خط تبليغي تلاش كردند تا با مصادره به مطلوب انقلاب مردم تونس، آن را اقدامي سكولار ارزيابي كنند كه فاقد پشتوانه ديني و مذهبي است و از اين جهت نيز مشابهت فراواني با جنبش سبز سكولار ايران دارد!؟
در مورد توهمات تحليلگران اردوگاه فتنه و قياس مع الفارق فتنه88 و قيام ملت تونس نكات زير قابل توجه است:
1.جمهوري اسلامي نظام سياسي است كه مبتني بر انتخاب ملت در انقلاب اسلامي سال 57 شكل گرفته است. برگزاري بيش از 30انتخابات در سطوح مختلف تصميم گيري، حكايت از آن دارد كه گام به گام شكل گيري ساختار سياسي كشور با حضور و رأي ملت محقق گشته و از اين جهت جمهوري اسلامي بي نظيرترين نظام مردم سالار در ميان نظامهاي سياسي دنياست. درحالي كه رژيم تونس بدون پشتوانه مردمي و تنها با كودتاي نظامي و حمايت غرب به روي كار آمده و ادامه حيات داده بود. ديكتاتوري كه خود را مستظهر به حمايت بيگانگان و نظاميان مي ديد!
«بن علي» براي مقابله با انبوه ملت معترض در صحنه، مجبور به آوردن نظاميان به خيابانها شد، درحالي كه در ايران اسلامي اين ملت بودند كه به طور خودجوش براي دفاع از جمهوري اسلامي و آرمانهايش به ميدان آمده و با حضور ميليوني خود در 9دي و سپس در 22بهمن فرياد برائت از منافقين و فتنه گران سر دادند و منافقين را به سوراخ هايشان راندند!
2.فتنه88 اقدامي از پيش تعيين شده بود كه با سناريوسازي عوامل بيگانه و طرح ريزي دستگاههاي اطلاعاتي- امنيتي غرب و بازيگري ايادي داخلي آنها آغاز شد. بخشي از مأموريت نيز به رسانه هاي غربي واگذار شد تا با دروغ پراكني افكار عمومي كشور را هدف قرار دهند. درحالي كه آنچه در تونس به وقوع پيوست وضعيتي برعكس داشت و كشورهاي غربي بالاخص آمريكا و فرانسه در صف حاميان بن علي قرار داشته و رسانه هاي غربي خود را هم پيمانان ديكتاتوري مي دانستند، لذا با بايكوت اخبار انقلاب مردم تونس مانع رسيدن به موقع پيام ملت تونس به جهانيان شدند!
3.كودتاي مخملين سبز رنگ، اقدامي مهندسي شده توسط جرياني بود كه به عدم پشتوانه مردمي و حداقلي بودن خود در جامعه واقف بود و مي دانست كه نخواهد توانست در رقابت انتخاباتي پيروز ميدان و جذب كننده حداكثر آراء ملت باشد، لذا راهي جز بهره گيري از نسخه هاي كودتاي مخملين «جين شارپ» نداشت. اين درحالي بود كه انقلاب تونس با محوريت اكثريت مطلق مردم و در قالب حركتي خودجوش و از پايين به بالا شكل گرفته بود.
4.فتنه سبز بر محوريت يك دروغ بزرگ طرح ريزي شد و آن هم ادعاي دروغين «تقلب در انتخابات» بود. اين دروغ در جامعه اي كه اكثريت 25ميليوني (65درصدي) آن به فرد ديگري به جز نامزد مدعي تقلب رأي داده بودند، نمي توانست دوام يابد، بالاخص آن كه گذر زمان روزبه روز ابعاد بيشتري از اين فريب را آشكار مي ساخت و هر روز از صف حاميان اين جريان مي كاست. در حقيقت گذر زمان به پاشنه آشيل فتنه گران مبدل گرديد كه هر روز ابعاد جديدتري از دروغ آنها آشكار مي گرديد. درحالي كه انقلاب تونس آتش زير خاكستري بود كه بعد از 23سال ديكتاتوري شعله ور شده بود و گذر زمان فرصتي براي پيوستن خيل جديدتري از مردم به صف انقلابيون بود، به نحوي كه در كمتر از يك ماه انقلاب، تمام تونس را دربر گرفت.
5.اقدام فتنه گران براي مقابله با نظام اسلامي، مغاير با ارزشهاي حاكم در جامعه اسلامي و باورهاي ملتي بود كه نظام سياسي خود را برخاسته از آموزه هاي اسلامي مي دانند. اين مغايرت با گذر زمان وجوه مختلف خويش را بيش از پيش نشان داد و با برافتادن پرده تزوير ماهيت سكولار و ضداسلامي آن آشكار گرديد كه اوج آن حوادث تلخ روز عاشوراي سال88 بود.
ولي حركت مردمي تونس هرچند با اعتراض به ظلمي كه بر يك جوان رفته بود آغاز شد، اما به سرعت رنگ و بوي مذهبي به خود گرفت و به مقابله مسلمانان با نظام لائيكي مبدل شد كه دو دهه با مظاهر اسلامي مقابله كرده بود. به واقع آنچه مردم مسلمان تونس را كه بيش از 90درصد جمعيت اين كشور را تشكيل مي دهند به صحنه آورد، بي توجهي دولت به باورهاي ديني و اعمال محدوديت در انجام برخي فرائض ديني از جمله ممنوعيت حجاب اسلامي بود. وگرنه سياستهاي اقتصادي بن علي توانسته بود كه تونس را به يكي از كشورهاي موفق در حال توسعه آفريقا مبدل سازد، توسعه اي كه باورهاي مذهبي يك ملت را نشانه رفته بود! (قابل ذكر است كه تونس تنها كشور عربي است كه در آن ممنوعيت حجاب اعمال مي شود)
سخن آخر آن كه اين اظهارات ضمن نشان دادن عمق تحليل فتنه گران، نمايشگر فضاي توهم آلود جريان فتنه بوده و مشخص مي كند اين جريان تا چه اندازه با واقعيات جامعه بيگانه است. اين توهمات و خيال بافي ها هرچند مي تواند دلخوشي اي براي محافل يخ بسته فتنه گران باشد، اما براي ملت بصير ايران يادآور حكايت شيرين بقال و طوطي است آنجا كه مولانا در وصف قياس مع الفارق طوطي خوش خيال چنين مي سرايد:
از قياسش خنده آمد خلق را
كو چو خود پنداشت صاحب دلق را
كار پاكان را قياس از خود مگير
گر چه ماند در نوشتن شير، شير