از کریمه تا کریم دهه کرامت مبارک میلاد حضرت معصومه خجسته باد روز دختر گرامی

به تار و پود ضریحت دخیل بسته دلم
من آمدم که بگویم تمام ِدرد دلم
طلوع نور شما در دلم چو مأوا کرد
دری بسوی سعادت بروی من واکرد
همیشه لطف شمابی حد وعدد شده است
قسم بجان ِجوادت مَرا مدد شده است
فقط به لطف تو خوش کرده ام دل خود را
فقط به دست کریمت سپرده ام خود را
خوشا کسی که به کویت پناه آورده
برای عرض ادب اشک و آه آورده
دمی که عطر بهشت از حرم وزیدن داشت
نوای دلکش نقاره ها شنیدن داشت
شفا برای مریضان اگر چه رویایی است
نسیم صبح حرم چون دم مسیحایی است
الا نگار دل انگیز و بضعه طاها
سرور قلب نبی، دلبرم تویی شاها
همیشه چاره دردم طنین نام شماست
که هرچه داده خدایم به احترام شماست
قرار هر دلی و سرور همه شده ای
پناه و مأمن هر زار و خسته دل شده ای
نظر به من کن و بنگر شدم گرفتارت
ز ذره کمترم و خاک پای زوارت
امیدواری من را ببین نه طاعت من
مباد روی بگردانی از شفاعت من
ببین که غرق گناهم،بگیر دستم را
به خاک پای تو ریزم تمام هستم را
بیا و بار دگر از کرم نگاهم کن
غلام و نوکردرگاه خودخطابم کن
شعاع نور حرم ،دل بَرَد زشمس فلک
به خاکبوسی راهت نشسته خیل ملک
چنین شکوه وجلالی اگرنمایان است
سخن تمام ،که اینجاحریم سلطان است
+ نوشته شده در ساعت توسط محسن اسماعیلی و موسی قاسمیان
|